فارکس افغانستان

صبر استراتژیک چیست

قدرت تفکر استراتژیک

تکنیک‌ های حل مسئله ؛ ۵ قدم برای حل مسئله در کسب‌وکارها

امروزه تکنیک های حل مسئله یکی از مهمترین مواردی هستند که تمام کشورها به آموزش آن تاکید دارند

هر فرد در هر سنی که باشد و با هر هدفی که در سر داشته باشد، در طول مسیر با مسائل و مشکلات مختلف مواجه خواهد شد. مسائل و مشکلات با این که باعث افزایش تجربه می‌شوند و درس‌های بزرگ به ما می‌دهند، اما در هر صورت یک مانع به حساب می‌آیند پس باید رفع شوند. به همین دلیل امروزه تکنیک های حل مسئله یکی از مهمترین مواردی هستند که تمام کشورها به آموزش آن تاکید دارند. در حال حاضر تکنیک های حل مسئله اولین مواردی هستند که در دوره‌های آموزش سازمانی و دوره‌های مشاوره از جمله مشاوره مدیریت، به صاحبین مشاغل و پرسنل ایشان آموزش داده می‌شوند. اما بیشتر کشورهای توسعه یافته، آموزش تکنیک های حل مسئله را از دوران کودکی آغاز کرده و در لیست آموزش‌های مدارس قرار داده اند، زیرا بهترین سن برای آموزش این تکنیک ها سنین کودکی است.

با مطالعه مقدمه بحث می‌توان به اهمیت والای یادگیری روش‌های مقابله با مسئله و تکنیک های حل مسئله پی برد. بنابراین در این مقاله به مهارت‌های حل مسئله و ذکر چند تکنیک کاربردی برای حل مسائل خواهیم پرداخت.

سرفصل‌های مقاله تکنیک های حل مسئله؛ 5 قدم برای حل مسئله در کسب و کارها:

  1. تعریف مسئله
  2. مهارت حل مسئله
  3. مراحل حل مسئله
  4. ناتوانی در حل مسئله و دلایل آن
  5. آثار ناتوانی در حل مسئله
  6. فنون و تکنیک های حل مسئله
  7. آموزش تکنیک های حل مسئله به دانش آموزان

مسئله چیست؟

پیش از ذکر تکنیک های حل مسئله ابتدا باید ماهیت و چیستی مسئله را شناخت. مسئله و مشکل از نظر هر شخص یک تعریف متفاوت دارد. به طور مثال این لغت در کتاب “حل مساله” یان رابرتسون به این شکل تعریف شده است :«وقتی وضعیت فعلی خود را صبر استراتژیک چیست می‌شناسید و می‌دانید که وضعیت مطلوب و هدف شما چیست؛ اما نمی‌دانید که با طی کردن چه مسیری می‌توانید از وضعیت فعلی به وضعیت مطلوب برسید، با یک مسئله مواجه هستید.»

اما در یک تعریف کلی مسئله را می‌توان به موضوع دشوار، پیچیده و دور از تصور که مانع از رسیدن فرد به موفقیت و هدف خود می‌شود، تعریف کرد. مسئله دقیقا همان چیزی است که انسان را از مسیر مطلوبی که برای رسیدن به موفقیت ترسیم کرده بود، دور می‌کند. و به جرئت می‌توان گفت تا زمانی که به طور کامل حل نشود، اجازه بازگشت به این مسیر را به انسان نخواهد داد.

تکنیک‌های حل مسئله ؛ ۵ قدم برای حل مسئله در کسب‌وکارها

حل مسئله چیست؟

حل مسئله (Problem Solving) همانطور که در سرفصل‌های مقدمه بحث نوشته شده، یک مهارت است. این مهارت به انسان می‌آموزد در مواجهه با مشکلات و مسائل چه واکنشی باید داشته باشد و چطور باید آن‌ها را حل کند. علاوه بر این، مهارت حل مسئله و در کنار آن تکنیک های حل مسئله به آدمی کمک می‌کنند تا از مشکلات و مسائل درس بگیرد. و از آن‌ها در جهت شکوفایی استعدادها و خلاقیت‌های ذهنی خود بهره لازم را ببرد.

افراد هنگام مواجهه با مشکلات و مسائل معمولا به یکی از سه صورت زیر واکنش نشان می‌دهند؛

  1. واکنش ناسازگار: در این روش فرد به محض مواجهه با مشکل احساسات شدیدی از خود بروز می‌دهد. و برای فروکش احساسات خود به سمت روش‌های غلط مانند سیگار کشیدن، مصرف مشروبات الکلی، مواد مخدر و … می‌رود. مسلم است که چنین فردی به دلیل استفاده از موارد گفته شده، قدرت تصمیم گیری خود را از دست خواهد داد.
  2. واکنش سازگارانه: حال در مقابل افراد گفته شده در واکنش ناسازگار، برخی از افراد وجود دارند که در مقابل مشکل سکوت کرده و هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهند. رفتار این افراد از آنجا نشات می‌گیرد که مشکل را غیر‌قابل حل می‌دانند و به همین دلیل هر تلاشی را بیهوده می‌پندارند.
  3. واکنش صحیح: واکنش صحیح همان واکنشی است که بر مبنای تکنیک های حل مسئله شکل گرفته باشد. این واکنش که از اعتماد به نفس بالا و استرس پایین سرچشمه می‌گیرد بهترین واکنش محسوب می‌شود.

مراحل حل مسئله که در کنار تکنیک های حل مسئله باید مورد توجه قرار بگیرند کدامند؟

حل مسئله شامل چهار مرحله اصلی است. به عبارت دیگر فردی که با مشکل و مسئله‌ای مواجه می‌شود در فرآیند حل مشکل مذکور باید چهار مرحله و گام مهم را طی کند و در کنار این گام‌ها به تکنیک های حل مسئله نیز توجه داشته باشد. این مراحل عبارتند از:

فهم مسئله

منظور از فهم مسئله بررسی آن از هر نظر و رسیدن به علل بروز آن است. هیچکس تا پیش از رسیدن به عوامل بروز مشکل صبر استراتژیک چیست و مسئله، موفق به یافتن راه حل آن نخواهد بود. البته منظور از یافتن عوامل رخ داد مشکل، عوامل اصلی آن است نه عوامل ظاهری. برای فهم مسئله و ریشه‌یابی آن روش‌های گوناگونی وجود دارد که مشورت گرفتن از افراد آگاه بهترین روش است.

یافتن راه حل

هر مشکل و مسئله‌ای حداقل چند راه حل دارد. بنابراین فردی که دچار مشکل شده است باید با تلاش و تفکرات خلاقانه، راه حل‌های مختلف مربوط به مشکل را بیابد تا بتواند از میان آن‌ها بهترین راه را برگزیند.

ارزیابی راه حل‌ها

پس از یافتن راه حل‌های مختلف این پرسش مطرح می‌شود که اکنون با چند راه حل چه باید کرد؟ تعیین راه حل و تخیل آن امری کاملا صحیح است، اما استفاده از تمام راه حل‌ها اشتباه و غیر ممکن است. پس فرد باید راه حل‌های موجود را ارزیابی کرده و در نهایت به یک راه حل منطقی برسد.

اجرای راه حل

در نهایت فرد باید راه حل بدست آمده را اجرا کند تا از کارساز بودن آن مطلع شود. راه حل‌ها یا موجب حل مشکل می‌شوند و یا تاثیر چندانی در مشکل ایجاد نمی‌کنند. در حالت اول که مشکل حل شده و دیگر نگرانی باقی نمی‌ماند. اما در حالت دوم با توجه به این که پس از گذشت مدتی کوتاه امکان بروز مجدد این مشکل وجود دارد، فرد باید مراحل چهارگانه گفته شده را از ابتدا طی کند. تا صحیح‌ترین و موثرترین راه حل را بیابد.

ناتوانی در حل مسئله چه دلایلی دارد؟

علل ناتوانی در حل مسئله یکی از موارد مهمی است که باید پیش از پرداختن به تکنیک های حل مسئله، بررسی شود. زیرا بسیاری از افراد همانطور که گفته شد در مواجهه با مشکلات واکنش‌های نادرست از خود نشان می‌دهند و به این ترتیب در حل مسئله ناکام می‌مانند.

ناتوانی در حل مسئله می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. از جمله:

  1. اعتماد به نفس مفرط: آموزش تکنیک های حل مسئله تنها باعث افزایش علم می‌شود، اما علم به تنهایی برای حل مسائل مختلف کارساز نیست. بلکه در کنار علم وجود تفکر منطقی، مهارت و مشورت نیز برای حل مسئله الزامیست.
  2. عجله: همانطور که صبر یکی از تکنیک های حل مسئله به حساب می‌آید، عجله کردن یکی از عوامل ناتوانی در حل مسئله است. زیرا فرد عجول اولا که به سراغ راه حل‌های سریع می‌رود. و ثانیا هرگز به آنالیز راه حل نمی‌اندیشد. به همین دلیل دچار گمراهی و سردرگمی شده و در حل مسئله ناتوان می‌ماند.
  3. عدم شناخت عوامل ایجاد مشکل: مشکل زمانی از ریشه حل خواهد شد که فرد عوامل اصلی بروز آن را بشناسد. برای شناخت این عوامل باید ابتدا با نگاهی صحیح به مشکل نگریست. و با مطرح کردن پرسش‌های گوناگون درباره مشکل، علل اصلی پیدایش آن را یافت.

تکنیک‌های حل مسئله ؛ ۵ قدم برای حل مسئله در کسب‌وکارها

تکنیک های حل مسئله

ناتوانی در حل مشکلات چه آثاری در پی خواهد داشت؟

تمام امور مربوط به انسان قطعا آثاری در پی دارند. عدم شناخت تکنیک های حل مسئله و ناتوانی در حل مسائل با کمک این تکنیک ها نیز مسلما آثار گوناگونی در پی خواهد داشت. که این آثار عبارتند از:

  1. ایجاد مشکل در روابط اجتماعی: انسان موجودی اجتماعی بوده و دائما در حال ارتباط با همنوعان خود است. از طرفی بروز سوء تفاهم یکی از امور متداول در روابط بین انسان‌ها است. حال اگر انسان توانایی حل مشکل را نداشته باشد، توانایی رفع سوء تفاهم‌ها را هم نخواهد داشت. و به این ترتیب در روابط اجتماعی خود دچار مشکل خواهد شد.
  2. از دست دادن اعتماد به نفس: ناتوانی در حل مشکلات و استفاده از تکنیک های حل مشکل، موجب افزایش مشکلات خواهد شد. افزایش مشکلات نیز عجز و کاهش اعتماد به نفس را در پی خواهد داشت.
  3. مبتلا شدن به بیماری‌های روحی و روانی: طبق تحقیقات انجام شده، افراد ناتوان در حل مشکلات و افرادی که قدرت مواجهه با مشکلات را ندارند بیش از دیگران صبر استراتژیک چیست به بیماری‌های روحی و روانی مبتلا می‌شوند.

فنون و تکنیک های حل مسئله کدامند؟

فنون و تکنیک های حل مسئله همان عوامل تقویت کننده مهارت‌های حل مسئله هستند. با وجود این تکنیک ها تمام افراد پس از گذشت مدتی کوتاه توانایی‌های لازم برای حل مسائل گوناگون را خواهند یافت.

مهمترین و کاربردی‌ترین تکنیک های حل مسئله عبارتند از:

نگرش مثبت

داشتن نگرش مثبت نسبت به مسائل یکی از تکنیک های حل مسئله است. افرادی که مشکلات را غیر‌قابل حل می‌دانند و هیچ تلاشی برای حل آن‌ها نمی‌کنند مسلما شکست می‌خورد. اما از طرف مقابل افرادی که هنگام برخورد با مشکلات کوچک و بزرگ، آن را امری طبیعی و عادی می‌دانند با آرامش، انگیزه و اعتماد به نفس از پس حل آن بر خواهند آمد.

مدیریت تفکر منفی

تفکر منفی یکی از عوامل بازدارنده انسان است. این تفکرات با افزایش استرس و کاهش اعتماد به نفس فرد هنگام مواجهه با مشکلات، او را دچار سردرگمی کرده و مانع از یافتن راه حل مناسب توسط او می‌شوند. و یا حتی در بسیاری از مواقع به همین دو دلیل، خود عامل رخ دادن مشکلات کوچک و بزرگ می‌شود.

توصیه روانشناسان برای کنترل افکار منفی، نوشتن آن‌ها روی کاغذ و بررسی صحت آن‌ها می‌باشد.

استفاده از خلاقیت

خلاقیت موجب پیدایش روش‌ها و ایده‌های جدید می‌شود. فرد خلاق هرگز از یک روش تکراری برای حل مشکلات استفاده نمی‌کند. بلکه تمام تلاش خود را برای تعیین و انتخاب روش‌های آسان‌تر و کارسازتر بکار می‌گیرد. و به طبع موفق‌تر از دیگران ظاهر شده و از پس مشکلات زندگی خود بر می‌آید.

پذیرش اشتباهات

اشتباه کردن یکی از خصلت‌های آدمیست. حال افراد در برابر اشتباهات دو دسته اند؛ یک دسته افراد کمال طلب که هرگز اشتباه خود را نمی‌پذیرند. و دسته دوم افرادی که نه تنها اشتباه را قبول می‌کنند بلکه از آن درس می‌گیرند. پذیرش اشتباهات و کسب تجربه از آن‌ها یکی از تکنیک های حل مسئله است. با به‌کارگیری این تکنیک و درس گرفتن از اشتباهات، فرد پس از مدتی کمتر دچار اشتباه خواهد شد.

پرسیدن سؤال از خود

افراد موفق همیشه اول از خودشان مشورت می‌گیرند و سپس به سراغ دریافت مشورت از دیگران می‌روند. پرسیدن سوالات مختلف از خود یکی از راه‌های مشورت و یکی از تکنیک های حل مسئله است. چرا که باعث ریشه‌یابی و تعیین راه حل می‌شود.

کنار گذاشتن ترس

پس از تفکرات منفی، ترس دومین عامل استرس‌زا محسوب می‌شود. ترس مانع استفاده و اجرای راه حل‌های مختلف حل مسئله شده و فرد را از اتخاذ تصمیمات درست باز می‌دارد.

انتخاب الگو

الگو قرار دادن افراد موفق و کمک گرفتن از ایشان هنگام مواجهه با مشکلات، از دیگر تکنیک های حل مسئله است، زیرا شخصی که به عنوان الگو انتخاب می‌شود، مسیری که فرد در ابتدای آن قرار دارد را طی کرده و با پیچ و خم‌های آن آشنایی دارد.

مشورت گرفتن

همانطور که در تکنیک های قبل بیان شد، پس از مشورت با خود مشورت با دیگران اهمیت زیادی در حل مسئله دارد. البته دریافت مشورت از هر شخصی درست نخواهد بود. بلکه انسان برای دریافت مشورت باید به سراغ افراد آگاه‌تر برود.

راه حل جایگزین

اصلی‌ترین عامل شکست، اشتباه بودن راه حل انتخابی است. پس داشتن راه حل جایگزین که در صورت شکست بتوان آن را بکار گرفت، یک تکنیک حل مسئله کاربردی است.

امید داشتن

ناامیدی یکی از تفکرات منفی و امید داشتن یک تفکر و نگرش مثبت است. افرادی که امید منطقی دارند هرگز دست از تلاش بر نمی‌دارند و راه‌ها و فنون مختلف را برای حل مسائل بکار می‌گیرند تا در نهایت موفق شوند.

پایبندی به تعهدات

هر شخص در زمان انتخاب راه حل، متعهد به انجام اموری می‌شود. پایبندی به تعهدات و عمل به آن‌ها یک فن حل مسئله مهم است که چند مورد از فنون دیگر را نیز در پی خواهد داشت.

درخواست کمک از دیگران

تکیه بر علم و دانش و مهارت‌های خود یا همان اعتماد به نفس مضاعف داشتن و مغرور بودن، احتمال دارد باعث شکست شود. فرد موفق در مواقع نیاز از افراد توانمند کمک می‌گیرد.

تجزیه هدف بزرگ به اهداف کوچک‌تر

اهداف کوچک و کوتاه مدت زمانی که به درستی در کنار یکدیگر قرار بگیرند فرد را مرحله به مرحله به سمت قله و هدف نهایی هدایت خواهند کرد.

مطالعه مستمر

خواندن کتاب، روشی برای افزایش خلاقیت و استفاده از تجارب دیگران است. با مطالعه کتاب ذهن فرد روشن شده و به این ترتیب باعث پیشروی منطقی او در حل مشکلات می‌شود.

تقویت مهارت پرسشگری

سوالی که در ذهن ایجاد می‌شود به هر روشی که شده باید پاسخ داده شود. پس در مطرح کردن سوالات نباید کم رو یا خجالتی بود. زیرا در این صورت پس از مدتی سوالات بدون پاسخ بسیاری در ذهن فرد تلنبار خواهند شد و ایجاد مشکل خواهند کرد.

واقع بینی

با استفاده از راه حل‌های رویایی برآمده از افسانه‌ها هرگز نمی‌توان مشکلات دنیای واقعی را حل کرد. پس فرد موفق فردی است که واقع بینانه به قضیه بنگرد و راه حلی منطقی برگزیند.

کنار گذاشتن قضاوت نابجا

گاهی راه حلی به ذهنمان می‌رسد یا به ما پیشنهاد می‌شود که در نگاه اول احمقانه‌ترین راه حل جلوه می‌کند در حالی که صحیح‌ترین راه حل همان است. پس هرگز نباید پیش از ارزیابی راه حل آن را قضاوت کرد.

برای رسیدن به راه حل درست باید با صبر و حوصله تمام روش‌های چهارگانه حل مسئله را طی کرد تا به نتیجه رسید. صبر یک تکنیک موثر در حل مشکلات است.

آموزش تکنیک های حل مسئله به دانش آموزان

همانطور که در مقدمه بحث گفته شد، مشکلات و مسائل در هر مرحله‌ای از زندگی ممکن است به وجود بیایند. پس تمام افراد باید مهارت‌ها و تکنیک های حل مسئله را بیاموزند. با توجه به این که بهترین سن برای یادگیری مهارت‌ها، کودکی و نوجوانی است پس چه بهتر که این تکنیک ها هم در همین سن به افراد آموزش داده شوند.

تکنیک‌های حل مسئله مهارت‌های مدیریت پروژه شما را بهبود می‌بخشد.

بعضی مسائل و مشکلات کوچک هستند و به سرعت حل می‌شوند. مسائل دیگر اغلب بزرگند و برای حل آنها نیاز به زمان و تلاش بیشتری نیاز است. این مسائل اغلب باید به پروژه‌ تبدیل شوند و از تکنیک‌های حل مسئله برای به نتیجه رسیدن آن استفاده کرد. مهم نیست که مسئله‌ای که روی آن تمرکز کرده‌اید بزرگ است یا کوچک، با استفاده از رویکردهای سیستماتیک و تکنیک‌های حل مسئله مناسب، می‌توانید تأثیر بهتری در مدیریت پروژه و مدیریت مشکل داشته باشید.

این رویکرد شامل ۵ تکنیک حل مسئله است که برای بیشتر مشکلات کاربرد دارد. این تکنیک‌ها به شرح زیر است:

تفکر استراتژیک چیست؟ قدرت تفکر استراتژیک دررسیدن به زندگی ایده آل را جدی بگیرید.

تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک

یکی از راه‌های رسیدن به موفقیت و دستیابی به اهداف، داشتن تفکر استراتژیک است.

از تفکر استراتژیک چه می‌دانید؟ از تاثیر نگاه استراتژیک به برنامه‌ریز‌ی‌ها در روند دستیابی به اهداف باخبر هستید؟ تا انتهای این مقاله با ذهن همراه باشید تا شما را با یکی از ابعاد مهم تفکر آشنا کنیم.

ماهیت تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک، تعاریف متفاوتی دارد. هر صبر استراتژیک چیست اندیشمندی به زعم خود با رویکردی متفاوت، تفکر استراتژیک را تعریف کرده است. شاید بهتر باشد برای درک مفهوم تفکر استراتژیک، کارایی این تکنیک را تعریف کنیم.

به این صورت می‌توان تفکر استراتژیک را ابزاری برای دستیابی به اهداف و مقاصد سازمانی یا شخصی دانست. درواقع تفکر استراتژیک به افراد کمک می‌کند تا ورای آنچه که در حال جریان دارد را درک کنند و برای آینده، برنامه‌ریزی درستی داشته باشند.

تفکر استراتژیک چه اهمیتی دارد؟

فرقی نمی‌کند مدیر سازمان بزرگی باشید یا یک شخص عادی. در هرصورت همه ما در زندگی عادی و کاری خودمان اهدافی را دنبال می‌کنیم. تفکر استراتژیک به ما کمک می‌کند به صورت بهینه و با سرعت مناسب به اهداف تعیین شده نزدیک شویم و به آنها دسترسی پیدا کنیم.

تفکر استراتژیک ما را قادر می‌کند که بتوانیم مهارت‌های اجتماعی‌مان را تقویت کنیم. بهبود روابط اجتماعی در همه حوزه‌ها از نتایج تقویت تفکر استراتژیک است.

واضح‌تر بگوییم؛ انسان در هر سنی و هر جایگاهی برای دستیابی به وضعیت بهتر، به این توانایی و تقویت آن نیاز خواهد داشت.

افرادی که تفکر استراتژیک دارند، از چه ویژگی‌هایی برخوردارند؟

طرز تفکر استراتژیک

طرز تفکر استراتژیک

حالا که با تفکر استراتژیک و ضرورت آن در زندگی روزمره آشنا شدیم، بد نیست نگاهی به کسانی که از این تفکر برخوردارند داشته باشیم. با فهم ویژگی‌های افراد دارای تفکر استراتژیک، می‌توانیم تفاوت آنها را با بقیه بهتر درک کنیم. به این ترتیب، می‌توان گفت افراد دارای تفکر استراتژیک از خصوصیات زیر برخوردارند:

نگاه سیستمی دارند

افراد دارای تفکر استراتژیک، پدیده‌ها را در ارتباط با هم می‌یبنند. وقتی آنها به یک پدیده نگاه می‌کنند، به دنبال یک عامل خاص برای وقوع آن نیستند. آنها همه چیز را به صورت یک سیستم می‌بینند که اجزای آن در ارتباط با هم عمل می‌کنند و برهم تاثیر می‌گذارند.

این تفکر به آنها کمک می‌کند که فهم بهتری از وقایع داشته باشند و در برنامه‌ریزی برای رسیدن به اهداف، همه عوامل موثر و دخیل را مورد بررسی قرار دهند.

نگرش خلاق دارند

کسانی که تفکر استراتژیک دارند، نگاهی متفاوت و خلاقانه به اتفاقات دارند. نگرش خلاقانه آنها کمک می‌کند تا برای هر مشکل چندین راه‌حل متفاوت ارائه دهند. یا برای رسیدن به اهداف، نقشه‌ و راه های خلاقانه ترسیم کنند.

نگاه انتقادی دارند

افراد دارای تفکر استراتژیک به همه پدیده‌ها، نگاهی پرسش‌گرانه دارند. آنها به دنبال ماهیت اتفاقات و چرایی وقوع پدیده‌ها هستند.

آنها با برهم زدن نگاه متداول و معمولی به پدیده‌ها، در پی پرسشگری و واکاوی موضوعات هستند. معمولا افراد دارای تفکر استراتژیک به مباحثی مانند فلسفه علاقه‌مند هستند؛ چرا که به آن به عنوان ابزاری برای یافتن پاسخ‌هایشان نگاه می‌کنند.

جزیی نگر هستند

افراد دارای تفکر استراتژیک جزیی نگر هستند. آنها معمولا در پدیده‌ها دقیق می‌شوند صبر استراتژیک چیست و چیزهایی که از نظر عموم مردم نادیده می‌ماند را می‌بینند. نگرش ریزبینانه این افراد به مسائل به آنها درک درست‌تری از زمینه‌های وقوع اتفاقات می‌دهد.

فرصت‌طلب هستند

افراد دارای تفکر استراتژیک، از هر چالش برای خودشان فرصتی برای دستیابی به اهداف می‌سازند. ذات نکته سنج این افراد، از آنها انسان‌های فرصت‌طلبی (در مفهوم مثبت) می‌سازد که از دل هر موقعیت، فرصتی جدید برای پیشرفت خلق می‌کنند.

آینده‌نگر هستند

آنها با ارتباط دادن عوامل وقوع پدیده‌ها به هم و نگاه سیستماتیک و جزیی‌نگر به مسائل، می‌توانند آینده پیش‌رو را با نگاه واقع‌بینانه‌تری ببینند. آنها همچنین تاکید خاصی روی آینده دارند. آنها تمام برنامه‌ها و اهداف خودشان را در راستای اهداف آینده‌محورشان تنظیم می‌کنند.

انتزاعی فکر می‌کنند

اصولا افراد دارای تفکر استراتژیک، انسان‌های انتزاعی هستند. آنها برای تفسیر موقعیت‌ها و توضیح مسائل به دیگران از در مقایسه وارد می‌شوند.

ذهن آنها می‌تواند مسائل را به هم ربط دهد و از تشابهات بهترین بهره را ببرد. قدرت بازیابی ذهنی بالایی دارند و همین مساله در تحلیل شرایط به آنها کمک زیادی می‌کند.

روابط انسانی قوی دارند

اصولا افرادی که دارای تفکر قوی استراتژیک هستند، روابط انسانی قوی و محکمی با دیگران دارند. آنها به خوبی می‌توانند دیگران و وضعیت روانی آنها را درک کنند و این مساله باعث می‌شود به سطح خوبی از تعامل با آنها برسند.

می‌توانند افراد را هدایت کنند

توانایی درک افراد و برقراری ارتباط مثبت با آنها باعث می‌شود که آنها بتوانند از توان تاثیرگذاری بر دیگران برخوردار شوند. تاثیرگذاری بر دیگران منجر به اعتماد آنها به افراد دارای تفکر استراتژیک می‌شود و از آنها رهبران قدرتمند و تاثیرگذاری می‌سازد.

توانایی مدیریت و هدایت سازمان را دارند

افراد دارای تفکر استراتژیک مدیران موفقی هستند. آنها با درست دیدن آینده و برنامه‌ریزی دقیق، می‌توانند یک سازمان را در رسیدن به اهدافش یاری دهند.

واقعیت این است که بدون داشتن تفکر استراتژیک نمی‌توان‌ مدیر موفقی بود و این بعد از تفکر لازمه رسیدن به موفقیت در مدیریت سازمان‌ها است.

چگونه تفکر استراتژیک داشته باشیم؟

قدرت تفکر استراتژیک

قدرت تفکر استراتژیک

همه آنهایی که تفکر استراتژیک دارند، از بدو تولد با این تفکر به دنیا نیامده‌اند. اکثر ویژگی‌های ذهنی و شخصیتی افراد، اکتسابی است.

یعنی می‌توان با تلاش و تمرین آنها را کسب کرد و در خود پرورش داد. اما چطور می‌توان تفکر استراتژیک داشت؟ یکی از راههایی که به سادگی میتوان آن را آموخت و از آن کمک گرفت درک قانون جذب و نحوه استفاده از آن است. با ما در ادامه همراه باشید.

لازمه رسیدن به هر موفقیت و هر ویژگی مثبت روانی، تفکر است. افراد دارای تفکر استراتژیک، قبل از هرچیزی متفکران کاملی هستند.

آنها ساعاتی از روز را به تفکر درباره وضعیت کنونی‌شان و تجزیه و تحلیل وقایع اختصاص می‌دهند. سعی کنید در روز به اهداف‌تان، شرایط‌ کنونی و راه‌های دستیابی به آن فکر کنید.

روش‌های مراقبه مانند یوگا و مدیتیشن به شما کمک می‌کند تا تمرکز بیشتری داشته باشید و بتوانید بهتر فکر کنید. تمرین‌های ذهنی را جدی بگیرید.

برنامه‌ریزی داشته باشید

حتما در زندگی برنامه‌ریزی را در دستور کارتان قرار دهید. روزی چنددقیقه را به نوشتن برنامه‌های روز اختصاص دهید.

سعی کنید برنامه‌هایتان را به صورت بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت تنظیم کنید. حتما در انتهای زمان تعیین شده برای رسیدن به برنامه، اهداف‌تان را مرور کنید. سعی کنید میزان موفقیت‌تان در رسیدن به هدف‌تان را محاسبه کنید.

نوشتن برنامه‌ها تاثیر زیادی در منظم کردن ذهن‌تان دارد. با نگاه روزانه به آنها می‌توانید به مرور تمام لحظه‌های روزتان را نظام‌مند کنید.

برنامه‌هایتان را درراستای اهداف و چشم‌اندازهایتان تنظیم کنید

وقتی هدفی را تنظیم می‌کنید، فرقی نمی‌کند چه هدفی باشد، تمام برنامه‌های زندگی‌تان را با درنظر داشتن آن هدف بچینید.

در واقع برای داشتن تفکر استراتژیک باید زندگی خودتان را با نیم‌نگاهی به آینده و اهداف‌تان هم‌مسیر کنید. حتی برنامه‌های روزانه‌تان را هم با نیم‌نگاهی به آینده و اهداف بلند‌مدت‌تان تنظیم کنید.

تصویر سازی کنید

تکنیک‌های تصویرسازی ذهنی مانند mind map به شما کمک می‌کند تا در تجزیه و تحلیل شرایط بتوانید بهتر عمل کنید. این تکنیک‌ها و تمرین‌ها را جدی بگیرید و دقایقی از روز را به تمرین‌های ذهنی اختصاص دهید.

پرسشگر باشید

سعی کنید در مشاهده پدیده‌ها و اتفاقات، ساده از کنارشان عبور نکنید. هرچیزی را با علامت سوال ببینید. ذهن پرسشگر داشته باشید.

پرسشگری یکی از عوامل مهم بروز خلاقیت است . پرسشگری توان تحلیلی ذهن شما را افزایش می‌دهد و می‌تواند بر توانایی مغزتان در کنکاش مسائل، بسیار موثر باشد.

و در آخر

تفکر استراتژیک نه‌تنها در کار، بلکه در تمام شئون زندگی به کمک شما می‌آید. برای موفقیت لازم است کمی فراتر از سطح فکری عموم جامعه فکر کنید.

این کار تنها از تفکر استراتژیک برمی‌آید. برای تقویت این مهارت، از همین حالا صبر استراتژیک چیست شروع کنید. به خودتان زمان بدهید و آرام آرام تفکر استراتژیک را در خودتان پرورش دهید.

هیچ مدیر موفق و رهبر لایقی یک شبه و از بدو تولد به این توانایی دست نیافته است. آنها فقط یک تفاوت با بقیه دارند. آن هم این است که افراد دارای تفکر استراتژیک، صبر، حوصله و تمرین مداوم را سرلوحه کارشان قرار می‌دهند.

صبر استراتژیک ایران در برابر رژیم صهیونیستی تا ابد ادامه ندارد/به هر تهاجمی پاسخ قاطع می‌دهیم

سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس گفت: دوران بزن درو دیگر تمام شده است و اگر دشمنان تعرضی به خاک و منافع ایران داشته باشند حتما پاسخ درخوری را دریافت خواهند کرد.

به گزارش شفاف سید نظام الدین موسوی سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به پاسخ موشکی سپاه به شرارت های رژیم صهیونیستی، گفت: دوران بزن درو دیگر تمام شده است و اگر دشمنان تعرضی به خاک و منافع ایران داشته باشند حتما پاسخ درخوری را دریافت خواهند کرد.

وی با بیان اینکه طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران در برابر اقدامات خصمانه‌ای که رژیم صهیونیستی علیه منافع کشورمان انجام داده واکنش نشان دهد، افزود: رژیم صهیونیستی مدت‌ها است که در مناطق مختلف به ویژه در سوریه نسبت به منافع و اتباع جمهوری اسلامی ایران تعرضاتی داشته که باید پاسخی را دریافت می‌کرد.

نماینده تهران در مجلس با تاکید بر اینکه صبر استراتژیک نیروهای مسلح ایران نسبت به تعرضات رژیم صهیونیستی به پایان رسیده است، عنوان کرد: قرار هم نبوده که این صبر استراتژیک تا ابد ادامه داشته باشد و اگر رژیم غاصب صهیونیستی خطای دیگری را مرتکب شود قطعا با پاسخ قاطع‌تری مواجه می‌شود.

سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس با بیان اینکه اقدام نیروهای مسلح در موشک‌باران مواضع رژیم صهیونیستی در اربیل عراق کار به‌جای بود، اظهار کرد: این اقدام قطعا مورد حمایت آحاد ملت ایران و نمایندگان مجلس است.

موسوی با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در هر سطحی آمادگی پاسخ به صبر استراتژیک چیست تعرضات را دارد، گفت: این اقدام مشخص کرد ایران به سطحی از آمادگی دفاعی رسیده است که هیچ متخاصمی نمی‌تواند منافع ملت ایران را به خطر بیندازد.

وی با بیان اینکه عملیات موشکی سپاه در اربیل عراق، عملیات دقیقی بوده است، گفت: طبق اطلاعاتی که به دست ما رسیده است موشک‌های نقطه‌زن سپاه به صورت کامل به اهداف برخورد کرده است و پاسخ دندان‌شکنی به تعرضات اخیر رژیم غاصب صهیونیستی داده است.

ژاپن گزینه اعزام نیرو برای مقابله با کره شمالی را بررسی می کند

ژاپن گزینه اعزام نیرو برای مقابله با کره شمالی را بررسی می کند

دولت توکیو در حال بررسی گزینه اعزام نیرو است تا چنانچه کره شمالی بار دیگر حریم آبی ژاپن را هدف آزمایش موشکی خود قرار دهد، آمادگی رفع تهدید را داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه «یومیوری شیمبون» از تصمیم احتمالی توکیو برای مقابله با پرتاب موشک های کره شمالی به حریم آبی ژاپن خبر می دهد.

این نخستین باری است که ژاپن گزینه اعزام نیرو برای مقابله با آزمایش موشکی کره شمالی که معمولا حریم آبی دولت توکیو را نشانه می رود، به طور جدی بررسی می کند.

گفتنی است ژاپن با فاصله گرفتن از منشور صلح، در ۲۹ مارس ۲۰۱۶، قانون اساسی این کشور را به نفع حضور در جنگ های فرا سرزمینی تغییر داد.

طبق اصلاحات قانون اساسی، تهدیدهای امنیتی قابل دفاع به ۳ گروه تقسیم می شوند: احتمال تهاجم نظامی، تهدید آشکار به تهاجم نظامی و نهایتا وقوع تهاجم نظامی.

به این ترتیب، در حالی که خطر وقوع درگیری واشنگتن-پیونگ یانگ رو به افزایش است، دولت توکیو قصد دارد این بار فرود موشک های کره شمالی به حریم آبی خود را تهدید آشکار به تهاجم نظامی محسوب کند.

این خبر در حالی منتشر می شود که «مایک پنس» معاون رئیس جمهوری آمریکا امروز سه شنبه در ادامه سفر ۱۰ روزه خود به ۴ کشور آسیاسی، وارد ژاپن شد. وی پیشتر گفته بود دوره صبر استراتژیک آمریکا در برابر کره شمالی به پایان رسیده است.

«شینزو آبه» نخست وزیر ژاپن دیروز دوشنبه اعلام کرد کشورش به دنبال تازه ترین آزمایش موشکی پیونگ یانگ، در سطح هشدار کامل به سر می برد.

تازه ترین آزمایش موشکی کره شمالی که البته با شکست توام بود، روز یکشنبه انجام شد.

نزدیک‌بینی در استراتژی چیست؟ (۱)

نزدیک‌بینی در استراتژِی

نزدیک‌بینی را هم به نظرم می‌توان از دسته واژه‌های ذهنی(+) دانست.

از این نظر که ممکن است دوراندیشی ما در دوره‌ای، در دوره‌ی دیگر نزدیک‌بینی باشد. در هنگامی که باقی رقبای ما از چشم‌هایی بهره می‌برند که کیلومترها دورتر را می‌توانند با آن ببینند، دیگر تنها جلوی پای خود را دیدن نزدیک‌بینی نیست حتی اگر دویست متر پیش رویت را هم بتوانی ببینی – با وجود این رقبا – دچار نزدیک‌بینی هستی.

از این صبر استراتژیک چیست توضیح اولیه می‌خواهم بهره بگیرم تا فرصت شود به مفهومی با نام «نزدیک‌بینی در استراتژی» بیشتر فکر کنیم. البته این پست بیشتر مقدمه‌ و خوراک فکری می‌شود که بتوان با پیش‌زمینه بهتری در پست‌های بعدی درباره این موضوع باهم صحبت کنیم.

فرض کنید شما مدیر یک دبستان غیردولتی هستید.

یک چیز را البته که خوب می‌دانید؛ این که باید حواستان به معلم کلاس اول باشد و به درستی این در ذهنتان جا افتاده که «سفر» مصرف‌کنندگان محصول شما (که همان دانش‌آموزان هستند.) از کلاس اول شروع می‌شود.

اگر با ادبیات مصطلح در استراتژی هم آشنا بودید احتمالاً از عبارت «هزینه رویگردانی» یا Switching cost برای چرایی اهمیت دادن بیشترتان به کلاس اول استفاده می‌کردید.

البته احتمالاً با این ادبیات مصطلح آشنا نیستید و در پاسخ صبر استراتژیک چیست یکی از افراد کادر دفتر که می‌خواهد بداند چرا شما برای حفظ معلم کلاس اولتان که در منطقه‌ای که مدرسه‌تان در آن قرار دارد بسیار مشهور است این همه به آب و آتش می‌زنید، به صورت «ضمنی» از هزینه رویگردانی صحبت می‌کنید.

در جوابش می‌گویید:

آخه دانش‌آموزان هنگامی که وارد یک مدرسه بشن «سخت» مدرسه‌شون رو عوض می‌کنن.

حال این می‌تواند به دلیل انتخاب محل سکونت اولیا باشد یا می‌تواند به دلیل دوست شدن فرزندشان با دیگر دانش‌آموزان باشد یا می‌تواند صرفاً به دلیل انتخاب «پیش‌فرض» باشد.

احتمالاً می‌دانید که ما انسان‌ها «سخت‌»مان است که انتخاب «پیش‌فرض» یا Default خود را تغییر دهیم.

اگر کلاس اول را در مدرسه‌ای شروع می‌کنیم، سال‌های بعد هم احتمالاً در آن مدرسه خواهیم ماند.

اگر از یک نوع پنیر یا ماست بر سر سفره استفاده می‌کنیم، احتمالاً تا مدت‌ها به استفاده از همان محصول ادامه می‌دهیم.

و اگر از کارکرد یک ماشین و البته خدمات پس از فروشش راضی هستیم، احتمالاً به وقت عوض کردن خودرو، باز هم از مدل‌های همان برند قبلی استفاده خواهیم کرد.

بسیاری از خودروسازان هم از این مورد آگاه هستند و به خوبی می‌دانند مشتری جوانی که به تازگی به درآمد دست یافته شاید پول آن‌چنانی نداشته باشد، اما باید تجربه خوبی در استفاده از خودرویی که از آن‌ها خریده پیدا کند و سرویس‌های مکمل مناسبی (چه از نظر پرداخت و چه خدمات پس از فروش) دریافت کند.

دیگر این جا نمی‌توان به سادگی ضرب‌المثل قدیمی را استفاده کرد که به همان اندازه که پول می‌دهی آش می‌خوری. چرا که خودروساز داستان ما به «آش‌‌»‌های بعدی هم می‌اندیشد و چه بسا شما در معامله اول خود آش بیشتری نسبت به پولی که می‌پردازید دریافت کنید.

البته این داستان را اهالی رسانه هم به خوبی باید بدانند.

به عنوان مثال برنامه‌ها یا سریال‌های پرطرفدار تنها از این جهت که خودشان بیننده بسیاری جذب می‌کنند مفید نیستند، بلکه اثر مهم دیگری نیز دارند و آن این است که بیننده سریال‌ها یا برنامه‌های دیگر همان رسانه را هم افزایش می‌دهند. چیزی که در دنیای استراتژی به آن «سرریز» یا Spillover می‌گویند.

یکی از دلایلی که این اتفاق رخ می‌دهد همان انتخاب پیش‌فرض است.

به این صورت که هنگامی که شما تلویزیون را برای دیدن فوتبال روشن‌ کرده‌اید احتمال بالایی دارد که -بدون آن که قصد قبلی داشته باشید- تلویزیون روشن بماند و برنامه دیگر همان شبکه را هم ببینید.

قصدم از مقدمه بالا، آماده ساختن ذهن‌مان برای بیان اصلی نکته‌ای بود که تیتر این پست نیز شده است.

هنگامی که بازی رقابت پیچیده‌تر می‌شود، محدوده دیدمان باید به همان اندازه گسترده‌تر شود یا قاب نگاهمان -اصطلاحی که من آن را خیلی دوست دارم- بزرگ‌تر گردد.

روش‌هایی که به قولی دموکراتایز شده و همه از آن باخبرند نه این که بی‌اهمیت باشند اما عوض‌کننده روند بازی نیستند یا شاید بهتر باشد بگوییم حضورشان عادی و نبودشان فاجعه تلقی می‌شود، مثل دلیوری برای یک رستوران که شاید زمانی برایش یک امتیاز ویژه بود، امروز ضرورتی است که اگر نباشد ضربه سنگینی به کسب‌وکارش می‌زند.

به نظرم این جا بد نباشد کمی صبر کنیم و ذهن‌مان را درگیر سوالاتی مانند سوالات پایین کنیم:

هنگامی که قدرت معلم کلاس اول‌مان در چانه‌زنی بسیار بالا رفته، چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا هنوز شاهد حضور تعداد بالای دانش‌آموزان باشیم اما از طرفی تمام هستی‌مان را به حضور این معلم گره نزنیم؟

در جایی که خودروسازان بازی خودروی اول را به خوبی شناخته‌اند و سرویس‌های بسیاری خوبی به مشتری‌های جوان‌شان می‌دهند، چه کاری می‌شود کرد که هنوز متمایز ماند؟

خوشحال می‌شوم نظراتتان را در این جا با من و خواننده‌های این پست هم به اشتراک بگذارید تا بتوان در پست بعدی از جوانب بیشتری به این موضوع پرداخت.

کسب‌وکار شما اکوسیستمی است یا سیستمی؟
روایت زندگی هر فرد متفاوت است
مربوط
ارزشمندسازی در دنیای آنلاین، درآمدزایی در دنیای آفلاین
چرا باید (هنوز) مایکل پورتر خواند؟
استراتژی مکمل (۳): نقش شگفت‌انگیز مکمل‌ها در زندگی و کسب‌وکار
4 Responses
علی رسولی

سلام بابک جان
من سعی کردم به این سوالات فکر کنم و نمی دانم که جواب من چقدر مربوط به موضوع است.
مثال معلم کلاس اول را میتوان تعمیم داد به صدها مورد دیگر. جایی که انسان ها یا شرکت هایی که ما با آن ها کار می کنیم، قدرت می گیرند و امتیازات بیشتری از ما می خواهند. بعنوان مثال مدیر موفقی در یک سازمان که بتدریج یاد میگیرد، روابطی شکل می دهد و قدرتمند می شود.
من فکر می کنم که در چنین مواردی ما باید یک سیستمی بسازیم که وابستگی کمتری به افراد داشته باشد و با آمدوشد آدم ها عملکرد خود را حفظ کند. بعنوان مثال، فرآیندی برای یافتن و جذب معلمین موفق داشته باشیم، استاندارد آموزشی برای معلمین تعریف کنیم، رویه هایی برای ارزیابی عملکرد معلمین توسط دانش آموزان، اولیا و سایر ذینفعان تعریف کنیم، معلمین را ارزیابی کنیم و بر اساس آن آموزش های لازم را به آن ها ارائه دهیم.
بهتر است موانع رشد و عوامل نارضایتی را از مدرسه حذف کنیم و یک محیط مطلوب برای معلمین، دانش آموزان، اولیا و کارکنان مدرسه بوجود آوریم. در واقع باید فضایی ایجاد کنیم که هر معلمی دوست دارد در آن فضا تنفس و کار کند. باید آنقدر اعتبار مدرسه و سیستم آموزشی آن را بالا ببریم که معلم اعتبار و شهرتش را از مدرسه بگیرد و نه اینکه مدرسه را با یک معلم خاص بشناسند. البته ممکن است در سال های ابتدایی در این امر موفق نشویم و معلم های خوبی بیایند و بروند ولی باید با کمک این معلمین خوب، بتدریج اعتبار مدرسه را بالاتر ببریم.

در مورد خودرو به نظرم می رسد که ما می توانیم روی گروه خاصی از مشتریان (که رقبایمان هدف قرار نداده اند) متمرکز شویم و خدماتی مختص نیاز آن ها ارائه کنیم. بعنوان مثال اگر خودروسازهای رقیب، خودروهای ارزان و قسطی برای جوانانی که پس انداز چندانی ندارند ارائه می کنند، ما خودروهای اسپورت و لوکس برای جوانان متمول تولید کنیم.

بابک یزدی

سلام علی‌جان و ممنون بابت نظرت. علی من هم با این صحبتت موافقم که مشابه چنین موردی در موقعیت‌های بسیاری رخ می‌ده و شاید تفکر روی این مورد بتونه کمک کنه توی موارد مشابه شفاف‌تر فکر کنیم و تصمیم بگیریم. راستش صحبت اولت، منو به یاد اهمیت برند انداخت و البته این که این اتفاق یه اتفاق مرغ و تخم‌مرغیه یعنی این که معلم می‌تونه به مدرسه اعتبار بده و بعدها این مدرسه‌‌ی معتبره که به معلم‌هاش اعتبار میده جوری که معلم‌ها به این افتخار می‌کنند جزئی از اون مدرسه‌اند.
صحبتت دومت هم من رو به یاد اهمیت شناخت مشتری و دسته‌بندی مشتری برای فرار از رقابت کورکورانه انداخت.
ممنون بابت وقتی که گذاشتی.

پوریا صفرپور

با وجود مطالب زیادی که از وبلاگ شما خوندم فکر کنم اولین کامنتی هست که برای شما میذارم.
قبل از هرچیز میخوام بگم من از این وبلاگ بسیار یاد میگیرم و سر زدن به اینجا برام بسیار لذت بخش هست.
اما جوابی که به ذهنم میرسه:
فکر میکنم دبستان رو بتونیم یک Market Place آموزشی فرض کنیم (نه خیلی دقیق) که از طرفی خدمات دهنده (معلم) و مشتری (دانش آموزان) درش حضور دارند. فکر میکنم به طور موازی و از اولین قدم های رونق گرفتن مدرسه همون طور که داریم قاب نگاهمون رو در خلق و حفظ مشتری ها باز نگه میداریم باید این استراتژی رو در خصوص خدمات دهنده ها هم باز نگه داریم.
منظورم این هست که مثلا اگر وجود معلم کلاس اول برای متقاعد کردن دانش آموزان برای موندن در مدرسه پررنگ هست به تدریج به فکر باکیفیت تر کردن معلم های سطوح بالاتر هم باشیم.
من اگر صاحب این مدرسه بودم حتی در بهترین شرایط توافق با معلم کلاس اول، بارها این شرایط رو متصور میشدم که یک روز صبح به مدرسه میام و اون معلم دیگه نیست. نه حتی در شروع ترم جدید، بلکه در جایی وسط ترم که شرایط بسیار بدتر هست.
پیشنهاد های من اینهاست:
۱٫ از بین ۵ یا ۱۰ معلم دیگری که در مدرسه هستند همیشه یک یا دوتا از خوش نام ترین های اونها رو برای معلمی کلاس اول مد نظر داشته باشم.
۲٫ تجربه مشتری از کلاس اول رو به چیزی فراتر از معلم خوب تبدیل میکردم. مدرسه به هر حال یک مجموعه است. همون طور که یک خودروساز یا یک خرده فروش اینترنتی همینطور هست. من فکر میکنم ذهنیت کلی در خیلی از مواقع حدقل برای مدتی چشم مشتری رو از معایب حتی بزرگ ما پوشیده نگه میداره. این زمانی هست که ما فرصت داریم تا معایب رو برطرف کنیم. من فکر میکنم این فرصت نجات، رابطه زیادی با ذهنیت کلی مشتری نسبت به ما داره.
مثلا وقتی تو از من میپرسی: ببین معلم کلاس اول از اون مدرسه رفته. به نطرت پسرم رو بفرستم اونجا یا نه؟
در این صورت ممکن هست من این جواب رو بدم که: آره، هرچند معلوم نیست معلم جدید کیه اما اگه بفرستیش اونجا خیالت راحته که کلاس های تابستونی رو همون جا داره، یه آزمایشگاه و کتابخونه خوب داره که پسر من خیلی دوسش داره، تازه اگه با ماشین رفتی دنبالش یا جلسه ای بود، یه پارکینگ خیلی خوب هم همون نزدیک هست!
من فکر میکنم در این شرایط هست که احتمالا قدرت چانه زنی معلم پایین تر میاد. برای اینکه به تدریج درصد تاثیر گذاری خودش رو در سیستم کمتر میبینه(یا حداقل مبهم میبینه). شاید در این شرایط مدرسه به همون چیزی تبدیل بشه که اسمش رو توی پست قبلی گذاشته بودی اکوسیستم.
حدس میزنم در این شرایط هست که معلم وقتی بخواد چانه زنی کنه نمیتونه سهمش از چیزی که ” آبروی مدرسه” هست رو به راحتی حساب و کتاب کنه.

بابک یزدی

سلام پوریا. ممنون از نظر لطفت و این که چنین کامنت خوب و پرمحتوایی این جا گذاشتی.
راستش یه اتفاق جالبی که افتاده و دوست داشتم بهت بگم اینه که هر جا درباره سفرگردی و کوله‌گردی و وبلاگ‌نویسی توی این حوزه‌ها می‌شنوم ناخودآگاه اسم تو توی ذهنم میاد و به نظرم این از محتوای خیلی خوبی هست که تو این حوزه تولید کردی.
نوع نگاهت به این که چطور میشه به مدرسه به چشم یک «اکوسیستم» نگاه کرد، جالب بود و به نظرم دریچه خوبی ایجاد می‌کنه برای فکر کردن به این که چطور میشه متمایز بود و البته تنها به یک «منبع» وابسته نبود. مرسی که این مورد رو توی کامنتت به خوبی باز کردی.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا