فارکس چیست

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی

پایه‌های تحلیل تکنیکال چیست؟ ( قسمت اول ) ۲ آبان ۱۳۹۸

تحلیل تکنیکال چیست؟

بسیاری از تریدرها از تحلیل تکنیکال برای پیش‌بینی روند بازار در آینده استفاده می‌کنند. اما این نوع تحلیل تا چه اندازه دقیق و کاربردی‌ است؟ چرا باوجود اینکه بسیاری از افراد تکنیک‌های آن را استفاده می کنند باز هم دچار اشتباه می‌شوند و ضرر می کنند؟ در این مقاله در مورد ماهیت تحلیل تکنیکال، ابزارهای رایج و نکات فنی مربوط به آن می‌خوانید.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت در بازار بر اساس بررسی تاریخچه قیمت و حجم معاملات است. در بازارهای سنتی مانند بازار سهام و بورس اوراق بهادار از تحلیل تکنیکال به طور گسترده استفاده می‌شود. جالب است بدانید این روش یکی از اجزای اصلی در بازار ارزهای دیجیتال است.

تحلیل تکنیکال روی داده‌های تاریخی قیمت یا پرایس‌اکشن (Price Action) تمرکز فراوانی دارد. بنابراین از آن به عنوان ابزاری برای بررسی نوسانات قیمت و بررسی اطلاعات مربوط به حجم یک دارایی استفاده می‌شود. بسیاری از معامله‌گران برای شناسایی روندها و فرصت‌های مناسب برای کسب سود از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند.

ریشه ابتدایی «تحلیل تکنیکال» به قرن هفدهم در «آمستردام» و قرن هجدهم در «ژاپن» بازمی‌گردد؛ اما آنچه امروز با مفهوم تحلیل تکنیکال با آن مواجهیم مربوط به فعالیت‌‌های چارلز داو «Charles Dow»؛ روزنامه‌نگار حوزه اقتصادی و مؤسس وال‌استریت ژورنال است. او از اولین کسانی بود که روندهای قابل بررسی و مجزا در دارایی‌ها و حرکت بازار در مسیرهای خاص را کشف کرد. مدتی بعد فعالیت‌های او منجر به ایجاد «تئوری داو» شد که تحولات بیشتری در تحلیل تکنیکال ایجاد کرد.

در ابتدا تحلیل تکنیکال بر پایه دست‌نویس‌ها و محاسبات دستی بود، اما با پیشرفت تکنولوژی و دستیابی به محاسبات مدرن، گسترده‌تر شد و اکنون به ابزار مهمی برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران تبدیل شده است.

تحلیل تکنیکال چگونه کار می‌کند؟

همانطور که اشاره شد تحلیل تکنیکال از اساس بر پایه مطالعه قیمت فعلی و تاریخچه قیمت‌های قبلی یک دارایی است. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که نوسانات قیمت یک دارایی به طور اتفاقی رخ نمی‌دهد و به طور کلی تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی این نوسانات با گذشت زمان به روندهای قابل شناسایی تبدیل می‌شوند.

در واقع تحلیل تکنیکال، شدت تحمیل (نفوذ) بازار بر عرضه و تقاضا را بررسی می‌کنند. که این بازتابی از تمایلات کلی بازار است. به عبارت دیگر قیمت یک دارایی چیزی جز کشمکش میان نیروی فروش یا خرید بر یکدیگر نیست. این نیروها با احساسات معامله‌گران تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی و سرمایه‌گذاران ارتباط نزدیکی دارد. (به خصوص درباره‌ی ترس و طمع).

نکته قابل تامل درباره تحلیل تکنیکال این است که درصد خطای آن در بازارهایی که شرایط عادی و حجم و نقدینگی بالا دارند، بسیار پایین و پیش‌بینی‌ آن قابل اطمینان‌تر است. بازارهای پرحجم کمتر در معرض دست‌کاری قیمتی قرار دارند و تاثیرپذیری آن‌ها از موارد غیرعادی خارجی کمتر است؛ نتیجه چنین شرایطی این است که سیگنال‌های غلط در آن کمتر ایجاد می‌شود و تحلیل تکنیکال نقش پررنگی در آن‌ها دارد.

شاخص‌ها و اندیکاتورهای متداول تحلیل تکنیکال

معامله گران به منظور بررسی موشکافانه‌ی قیمت‌ها و در نهایت یافتن فرصت‌های مطلوب از انواع مختلفی از ابزارهای نموداری (چارت محور) که به اندیکاتور یا شاخص معروف هستند، استفاده می‌کنند. آنها به کمک اندیکاتور یا شاخص‌های تکنیکال، توانایی شناسایی روندهای موجود را پیدا کرده و اطلاعات روشن و هوشمندانه‌ای از روندهایی که ممکن است در آینده پدیدار شوند، پیدا می‌کنند. از آنجایی که این شاخص‌ها و اندیکاتورها همیشه درصدی خطا دارند، برخی از معامله‌گران همزمان از چندین شاخص یا اندیکاتور به عنوان راهی برای کاهش خطرات(ریسک) استفاده می‌کنند.

سرفصل‌های این آموزش

میانگین متحرک ساده (SMA)

معمولا معامله‌گرانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، شاخص‌ها و معیارهای مختلفی برای تعیین روند بازار بر اساس نمودارها و تاریخچه قیمت‌ها به کار می‌برند.

در بین تعداد زیادی اندیکاتور، میانگین متحرک ساده (SMA) یکی از پرکاربردترین و معروف‌ترین اندیکاتورهای مورد استفاده‌ی تریدرها است. همانطور که از نامش پیداست، قیمت‌های پایانی یک دارایی در یک بازه زمانی تعیین شده را محاسبه می‌کند؛ به بیان دیگر (SMA)، متوسط قیمت یک دارایی در یک بازه زمانی مشخص است.

خط نارنجی SMA که در بسیاری از نقاط به عنوان خطوط حمایت و مقاومت عمل کرده است.

نحوه‌ی استفاده SMA:

به طور کلی اگر قیمت بالای خط میانگین متحرک باشد، گفته می شود که روند صعودی است و برعکس اگر قیمت پایین خط میانگین باشد، روند نزولی است. اما این تمام ماجرا نیست. گاهی یک خبر می‌تواند باعث تغییر روند بشود. به این معنی که با وجود اینکه خط میانگین متحرک به شما سیگنالی برای خرید یا فروش می‌دهد، اما بازار طبق پیش‌بینی شما پیش نمی رود. راه‌حل چیست؟

شما میتوانید همزمان با چند شاخص میانگین متحرک کار کنید تا روند بازار را بهتر پیش بینی کنید.

میانگین متحرک نمایی (EMA)

میانگین متحرک نمایی (EMA) نسخه اصلاح شده از میانگین متحرک ساده (SMA) است. در این اندیکاتور قیمت‌های بسته شده‌ی اخیر، وزن بیشتری نسبت به قیمت‌های قدیمی‌تر دارند؛ به بیانی دیگر «میانگین متحرک‌نمایی» همان «میانگین وزنی متوسط قیمت» است که قیمت‌های اخیر، وزن بیشتری را در محاسبه دربرمی‌گیرند.

خط نارنجی SMA و خط آبی EMA را نشان میدهد.

به زبان ساده، میانگین متحرک نمایی از میانگین متحرک ساده سریع‌تر به تغییر قیمت واکنش نشان می‌دهد. از طرفی می‌دانیم، هر چه شما سریع‌تر روند بازار را تشخیص بدهید، می‌توانید سود بیشتری هم بدست بیاورید. اما نقطه ضعف میانگین متحرک نمایی این است که همانطور که سرعت آن در نمایش روند بالاست، می تواند به خطا نوسانات قیمتی را به صورت تغییر روند نمایش دهد. و این باعث می شود که کمتر قابل اتکا باشد.

میانگین تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی متحرک نمایی برای افرادی که به صورت کوتاه‌مدت معامله می‌کنند گزینه‌ی بهتری است. خیلی از تریدرها از هر دو میانگین به صورت همزمان استفاده می‌کنند تا درک بهتری از روند بازار پیدا کنند.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص دیگری که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرد، شاخص قدرت نسبی (RSI) است که زیرمجموعه‌ای از اسیلاتورها شناخته تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی می‌شوند. برخلاف میانگین متحرک ساده که به سادگی تغییرات قیمت را در طول زمان دنبال می‌کند، اسیلاتورها فرمول‌های ریاضی را روی داده‌های قیمتی اعمال کرده و خروجی آن‌ها در محدوده‌هایی از پیش تعیین شده قرار می‌گیرد. در مورد RSI، این محدوده از ۰ تا ۱۰۰ است.

در این تصویر RSI در محدوده‌ی ۶۰ قرار دارد.

نحوه‌ی استفاده از RSI:

  • RSI زیر ۳۰ سیگنال خرید: عددهای زیر ۳۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد فروخته شده است. خیلی از تریدرها این نقطه را مناسب برای خرید می‌دانند. چون به اندازه ی کافی این ارز فروخته شده و به احتمال زیاد زمان اصلاح و صعودی شدن بازار تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی است.
  • RSI بالای ۷۰ سیگنال فروش: عددهای بالای ۷۰ شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز زیادی خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد. چون بسیاری از خریداران برای اینکه سود خود را گرفته اند دارایی‌هایشان را می‌فروشند.

شاخص Stochastic RSI

علاوه بر ابزارهای ابتدایی و ساده در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورهایی وجود دارند که برای تولید داده نیازمند چندین اندیکاتور دیگر هستند. برای مثال برای محاسبه اندیکاتور استوکاستیک (Stochastic RSI)، یک فرمول ریاضی به RSI معمولی اضافه می‌شود و نتیجه آن با توجه به (RSI) و آن فرمول ریاضی محاسبه می‌شود.

در تصویر بالا شاخص Stoch RSI در زیر بازه ۲۰ قرار دارد و انتظار می‌رود که با اصلاح قیمتی به سمت بالا حرکت کتد.

نحوه‌ی استفاده Stoch RSI:

استوکستیک RSI، مانند RSI از شاخص‌های اسیلاتور است، که بین بازه ی ۰ تا ۱۰۰ در نوسان است.

  • اگر شاخص به زیر ۲۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از اندازه فروخته شده است و احتمال صعود قیمت وجود دارد.
  • اگر شاخص بالای ۸۰ برود، شرایطی را نشان می‌دهد که یک ارز بیش از حد خریداری شده است. پس احتمال ریزش قیمت وجود دارد.
  • از خط میانی ۵۰ میتوان برای تشخیص روند بازار استفاده کرد. بالای ۵۰ روند صعودی و پایین ۵۰ روند نزولی را می‌توان انتظار داشت.

باند بولینجر (Bollinger Bands)

شاخص باند بولینجر (Bollinger Bands) نوع دیگری از اسیلاتورها است که در بین معامله‌گران محبوبیت بسیاری دارد. باند بولینجر برای پیش‌بینی وضعیت احتمالی بیش‌خرید (overbought) یا بیش‌فروش (oversold) و همچنین اندازه‌گیری نوسانات بازار استفاده می‌شود.

به زبان ساده این شاخص به ما می گوید که با بازاری ساکت سروکار داریم و یا بازاری پرنوسان و شلوغ:

  • زمانی که بازار آرام است، پهنای باند کوچک میشود.
  • زمانی که بازار پرنوسان است، پهنای باند بزرگ می شود.

همانطور که مشخص است، قیمت بعد از برخورد با باند بالایی به سمت خط میانی حرکت کرده است.

باند بولینجر از سه خط تشکیل شده است:

  • باند بالایی
  • خط میانی
  • باند پایینی

خط میانی همان خط میانگین متحرک ساده است. خطوط بالایی و پایینی، انحراف معیارهای حول خط میانی هستند. در اینجا قصد نداریم انحراف معیار یا فرمول‌های این شاخص را بازگو کنیم، بلکه نحوه‌ی استفاده از این شاخص را به شما آموزش می‌دهیم.

نحوه‌ی استفاده BB:

به طور کلی قیمت تمایل دارد که به سمت خط میانی حرکت کند. این تمام کاربرد و نکته ی مهم استفاده از شاخص بولینجر است.

  • اگر قیمت خیلی صعودی و به خط بالایی باند برسد، احتمال بازگشت و ریزش به سمت خط میانی وجود دارد.
  • اگر قیمت خیلی ریزشی و به خط پایینی نزدیک شود، احتمال بازگشت و صعود به سمت خط میانی وجود دارد.

به بیانی ساده‌تر، از باند بولینجر برای تشخیص خطوط مقاومت و حمایتی استفاده می‌شود.

شاخص مکدی (MACD)

مثال دیگر اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی (Moving Average Convergence Divergence) است که به اختصار MACD نامیده می‌شود.

تمایز خط آبی از خط سیگنال به راحتی ممکن نیست، و سیگنال خیلی قوی به ما نمی‌دهد. اما خطوط بالای هیستوگرام قرار دارند.

به طور کلی مکدی با سه خط (سه مفهوم) نمایش داده می‌شود.

  • خط اول میانگین متحرک سریع‌تر را نشان می‌دهد. (خط آبی)
  • خط دوم میانگین متحرک کندتر را نشان می‌دهد. (خط قرمز- خط سیگنال)
  • خط سوم اختلاف بین خط اول و دوم را نمایش می‌دهد. (هیستوگرام-سفید)

تریدرها از این خطوط، سیگنال‌های خرید یا فروش را دریافت می‌کنند. چطور؟

نحوه‌ی استفاده MACD:

زمانی که خط اول (آبی)، خط سیگنال (قرمز) را قطع می‌کند، و به بالا یا پایین آن حرکت می‌کند، سیگنال خرید یا فروش استخراج می‌شود.

  • سیگنال خرید: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به بالای آن حرکت کند.
  • سیگنال فروش: خط آبی، خط سیگنال را قطع کند و به پایین آن حرکت کند.

اما این سیگنال‌ها خیلی قوی نیستند، و در بسیاری از موارد با تغییر قیمت روند باز هم تغییر می‌کند.

خط میانی یا هیستوگرام ابزاری است برای تقویت سیگنال‌ها:

  • اگر سیگنال صعودی و در بالای خط میانی باشد، سیگنال خرید قوی‌تر است.
  • اگر سیگنال نزولی و در پایین خط میانی اتفاق بیفتد، سیگنال فروش قوی‌تر است.

در تصویر بالا مشاهده می‌کنید که مک‌دی با اختلاف بالای خط میانی (هیستوگرام) است.

سیگنال‌های معاملاتی

به طور کلی اندیکاتو‌رها دید خوبی نسبت به روندهای کلی بازار به یک معامله‌گر می‌دهد، اما از آن‌ها می‌توان برای یافتن نقاط احتمالی ورود و خروج (سیگنال خرید یا فروش) هم استفاده کرد؛ این سیگنال‌ها ممکن است در شرایط خاصی در نمودار یک اندیکاتور ایجاد شوند.

همانطور که قبلاً بحث شد، سیگنال‌های معاملاتی تولید شده از سوی تحلیل تکنیکال همیشه دقیق نیستند و همیشه باید درصدی را برای خطا (سیگنال‌های غلط) از جانب اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال در نظر گرفت. این امر کمی در بازار ارزهای دیجیتال نگران‌کننده است؛ چون در این بازار، دارایی‌ها حجم کمتری دارند و طبعا نوسانات بیشتری را نسبت به بازارهای سنتی تجربه می‌کنند.

نقدی مخالف بر تحلیل تکنیکال

گرچه امروزه تحلیل تکنیکال به طور گسترده در بازارهای مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد اما از نظر بسیاری از متخصصان، تحلیل تکنیکال روشی بحث‌برانگیز و غیر‌قابل اعتماد است. به عبارتی گفته می شود که چون افراد زیادی به آن فکر می‌کنند، وقایع رخ می‌دهد. منتقدان معتقدند در شرایط بازارهای مالی اگر تعداد زیادی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران به انواع یکسانی از شاخص‌ها مانند خطوط حمایت و مقاومت اعتماد کنند، احتمال عملکرد صحیح این شاخص‌ها افزایش می‌یابد.

از طرف دیگر بسیاری از طرفداران تحلیل تکنیکال معتقدند که هر تحلیل‌گر با روش خاص خود و با استفاده از اندیکاتورهای مختلف و زیاد، نمودارها را تجزیه و تحلیل می‌کند. این بدان معناست که عملا استفاده از یک استراتژی خاص و یکسان برای تعداد زیادی از معامله‌گران غیرممکن است.

تحلیل بنیادین در مقابل تحلیل تکنیکال

پیش‌فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که قیمت‌های حال حاضر در بازار تمام عوامل بنیادی مربوط به یک دارایی خاص را منعکس می‌کند. بر خلاف رویکرد تحلیل تکنیکال که عمدتا بر داده‌های قیمتی و تاریخچه قیمتی و حجم (نمودارهای بازار) متمرکز است، تحلیل بنیادین یا فاندامنتال به تحقیق گسترده پیرامون عوامل کیفی پروژه اصرار دارد.

در تحلیل بنیادین، دیدگاه این است که عملکرد آینده یک دارایی به چیزهایی بیش از داده‌های تاریخی وابسته است؛ اساساً تحلیل بنیادین روشی است که برای برآورد ارزش ذاتی یک شرکت، یک تجارت یا یک دارایی استفاده می‌شود. در این تحلیل طیف گسترده‌ای از شرایط خرد و کلان اقتصادی مانند مدیریت و شهرت شرکت، رقابت در بازار و نرخ رشد و سلامت صنعت در نظر گرفته می‌شود.

بنابراین، ممکن است این‌گونه در نظر بگیریم که برخلاف تحلیل تکنیکال که عمدتا به عنوان ابزاری برای پیش‌بینی عملکرد قیمت و رفتار بازار استفاده می‌شود، تحلیل بنیادین با در نظر گرفتن زمینه و پتانسیل‌های موجود در یک دارایی، می‌تواند برای یک تحلیل‌گر مشخص کند که آیا یک دارایی بیش از حد ارزش‌گذاری شده یا خیر. درحالی که بیشتر معامله‌گران کوتاه مدت ترجیح می‌دهند از تحلیل تکنیکال استفاده کنند، ترجیح مدیران صندوق‌ها و سرمایه‌گذاران بلند مدت، تحلیل بنیادین است.

یک مزیت مهم در تحلیل تکنیکال این است که به داده‌های کمی متکی است. بنابراین چارچوبی بی‌طرفانه برای تحقیق عینی از تاریخچه قیمتی فراهم می‌کند و برخی حدس و گمان‌ها که با رویکرد کیفی‌ در تحلیل بنیادین ارائه می‌شود را از بین می‌برد.

با این حال تحلیل تکنیکال علی‌رغم سروکار داشتن با داده‌های تجربی کماکان تحت تأثیر تعصبات و طرفداری‌‌های شخصی است. به عنوان مثال یک معامله‌گر که به شدت یک ارز را پیش داوری کرده، طوری از ابزارهای تحلیل تکنیکال بهره ببرد و اطلاعات را ناخودآگاه دستکاری کند که نهایتا آن گونه که دوست دارد تصمیم بگیرد. در بسیاری از موارد این اتفاق بدون آگاهی آنها رخ می‌دهد. علاوه بر این در دوره‌هایی که بازارها الگو یا روند مشخصی ندارند، تحلیل تکنیکال ممکن است شکست بخورد.

سخن آخر

جدا از نقد و بحث‌های طولانی درباره اینکه کدام روش تحلیل بهتر است، به نظر ترکیبی از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادین توسط بسیاری از افراد مورد پذیرش است. درحالی که تحلیل بنیادین بیشتر به استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت مربوط می‌شود، تحلیل تکنیکال ممکن است اطلاعات روشنی در مورد شرایط بازار در روند کوتاه‌مدت فراهم کند. احتمالا این اطلاعات، برای معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مفیدتر است.

چگونه به کمک تحلیل بنیادی سهام خوب بخریم؟

چگونه به کمک تحلیل بنیادی سهام خوب بخریم؟

در ادامه، می‌خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم که « تحلیل بنیادی چیست؟ » و راه‌های شناسایی سهام بنیادی در بازار را بررسی کنیم.

به گزارش برنا، فعالان بازار سرمایه همواره به‌ دنبال کسب سود از طریق سرمایه‌گذاری در بهترین شرکت‌ها هستند. برای تحقق این امر معامله‌گر باید از ابزارهای مختلفی برای شناخت سهام سودده استفاده کنند. تحلیل بنیادی یکی از این ابزارها است که از آن برای شناخت سهام خوب و پربازده استفاده می‌کنیم. در ادامه، می‌خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم که « تحلیل بنیادی چیست؟ » و راه‌های شناسایی سهام بنیادی در بازار را بررسی کنیم.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی ابزارهایی برای شناخت وضعیت مالی و ارزش شرکت در اختیارمان می‌گذارد و در نهایت تعیین می‌کند که سهام شرکت موردنظر چقدر ارزش سرمایه‌گذاری دارد. تحلیل بنیادی در بورس ارزش سهام یک شرکت را با تمرکز بر عوامل اثرگذار بر کسب‌و‌کار بررسی می‌کند. تحلیل بنیادی به مواردی مانند: درآمد، سود، کیفیت مدیریت شرکت و . می‌پردازد.

تحلیل بنیادی از سه جنبه تحلیل اقتصادی، تحلیل شرکت و تحلیل صنعت تشکیل شده است؛ که در هر کدام عوامل متفاوتی را برای بررسی مدنظر قرار می‌دهند. برای مثال عوامل اثرگذار بر وضعیت اقتصاد در سطح جهانی و بومی توسط تحلیل اقتصاد کلان بررسی می‌شود. این موارد بر صادرات اثرگذار هستند و به این ترتیب روی کسب سود شرکت نیز تاثیرگذار خواهند بود. با توانایی پیش‌بینی وضعیت اقتصاد، عملکرد مثبت شما در سرمایه‌گذاری افزایش خواهد یافت.

تحلیل بنیادی در مقابل تحلیل تکنیکال قرار می‌گیرد. در تحلیل تکنیکال هدف تعیین جهت قیمت‌ها با تجزیه و تحلیل قیمت‌های گذشته بازار است. در صورتی که تحلیل بنیادی به دنبال تعیین ارزش ذاتی سهام با استفاده از عوامل بنیادی و عملکرد شرکت است.

منظور از سهام بنیادی چیست؟

حتما عبارت سهام بنیادی را بسیار شنیده‌اید. این دسته از سهام، سهام‌ شرکت‌هایی هستند که دارای عملکرد و سودسازی مطلوبی هستند. برای مثال شرکتی که طی ده سال سود سالیانه بسیار عالی شناسایی کرده و به صورت منظم سود آن رشد کرده باشد، عملکرد خوبی از خود به جای نگذاشته است؟ سهام این شرکت سهام بنیادی است. البته شناسایی سهام بنیادی تنها با بررسی یک گزینه انجام نمی‌شود. معیارهای مختلفی برای تشخیص سهم بنیادی وجود دارد که باید تمام آن‌ها را بررسی کنید.

شناسایی سهام بنیادی در بازار چگونه انجام می‌شود؟

شما به عنوان یک معامله‌گر موفق که قصد استفاده از تحلیل بنیادی را برای انتخاب سهم خوب دارد، در قدم اول باید تحلیل بنیادی را بشناسید. بعد از آن باید بتوانید صنعت پیشگام را مشخص کنید تا بین شرکت‌هایی که در این صنعت فعال هستند، بهترین شرکت را با بررسی و تحلیل برای سرمایه‌گذاری انتخاب کنید.

سهام بنیادی در تمام گروه‌ها وجود داشته و نیاز دارند تا با بررسی آن‌ها را بشناسید و در زمان مناسب در آن‌ها سرمایه‌گذاری کنید. به طور کلی شرکت‌هایی که صادرات محصول مداوم یا طرح توسعه‌ای خوبی دارند در دسته سهام‌ بنیادی قرار می‌گیرند.

در نهایت می‌توان گفت که سهم بنیادی، سهمی است که ارزش ذاتی آن از قیمت بازاری‌اش بیشتر است. این دسته از شرکت‌ها میزان فروشِ در حال رشد و درآمد خوبی دارند که باعث می‌شود به‌طور مرتب، گزارش‌های عالی را منتشر کنند.

برای سرمایه‌گذاری بلند مدت در بورس، تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی بهتر است با تحلیل بنیادی سهام خوب و با ارزش را پیدا و انتخاب کنید و در نهایت با تحلیل تکنیکال بهترین قیمت یا بهترین نقطه ورود به آن را بیابید.

نکاتی درباره تحلیل بنیادی

در زمان‌هایی که سهم برای اولین بار عرضه می‌شود، تحلیل تکنیکال نمی‌تواند کارایی داشته باشد. همانطور که عنوان کردیم تحلیل تکنیکال از نمودار قیمت سهم استفاده می‌کند اما در زمان عرضه اولیه عملا سابقه و نمودار قیمتی برای سهم وجود ندارد. در این موارد تحلیل بنیادی با بررسی عواملی در شرکت مانند: وضعیت مالی و سودآوری شرکت، محصولات تولیدی، چشم‌انداز رشد بازار، تیم مدیریتی، وضعیت تامین‌کنندگان شرکت و … وضعیت شرکت را برای سرمایه‌گذاری بررسی می‌کند.

در نظر داشته باشید که نتیجه تحلیل‌ها چه تحلیل بنیادی و چه تحلیل تکنیکال تضمینی نیستند. تحلیل‌ها تنها می‌توانند ریسک انجام معاملات را کمتر و از انجام سرمایه‌گذاری‌ بدون دلیل و منطق در هر سهمی جلوگیری کنند اما تضمینی صد درصدی برای موفقیت معامله‌گران وجود ندارد.

تحلیل بنیادی از آن جهت که سرمایه‌گذار در شرکتی سرمایه‌گذاری خواهد کرد که از قبل بر آن اشراف کامل اطلاعاتی پیدا کرده است، بسیار به موفقیت در معاملات کمک خواهد کرد.

تسلط بر تحلیل بنیادی شرکت‌ها نیاز به زمان و انرژی زیادی دارد چون بررسی گزارش‌ها و اطلاعات هر شرکت به دقت بسیاری احتیاج دارد. بنابراین به صبر و حوصله بیشتری نیاز دارد.

تحلیل بنیادی هیچ اطلاعات خاصی از زمان مناسب ورود به سهم و یا زمان خروج از آن نمی‌دهد. به همین دلیل باید در کنار تحلیل بنیادی از روش‌ تحلیل تکنیکال و مهارت تابلوخوانی نیز کمک گرفت و بهترین نقطه برای ورود و خروج را انتخاب کرد.

سخن آخر

تحلیل بنیادی وضعیت بنیادی شرکت و ارزشمندی آن را از راه مقایسه قیمت فعلی سهم با قیمت ذاتی آن بررسی می‌کند. معمولا اشخاصی که دید بلندمدت سرمایه‌گذاری دارند و قصد دارند تا یک سهم را خریداری و به مدت طولانی نگهداری کنند، از روش تحلیل بنیادی استفاده می‌کنند اما تخصص و آموزش در تحلیل بنیادی حرف اول را می‌زند. برای یادگیری تحلیل بنیادی، می‌توانید در دوره‌های آموزش بورس کارگزاری آگاه شرکت کنید.

تحلیل بنیادی که تخصصی انجام شود به سرمایه‌گذار کمک می‌کند که شرکت‌های ارزشمند و دارای آینده روشن را شناسایی کند. بنابراین این روش در رسیدن به درکی عمیق از کسب‌و‌کارها نیز به شما کمک می‌کند.

تحلیل تکنیکال و بنیادی در بورس چیست؟

در ابتدا به تعریف تحلیل تکنیکال و بنیادی در بورس می‌پردازیم. همان‌طور که تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی می‌دانید تحلیل تکنیکال، تحلیلی است که براساس بررسی حرکات قیمت در گذشته، به بررسی و پیش‌بینی آینده می‌پردازد. در واقع تحلیل تکنیکال روشی برای پیش‌بینی قیمت اوراق، کالا و سایر عوامل قیمت‌پذیر بر پایه‌ی الگوی تغییرات قیمت، حجم و بدون در نظر گرفتن عوامل بنیادین بازار است .

همچنین تحلیل بنیادی با توجه به عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی شرکت‌ها از جمله آموزه‌های مدل «پورتر» و بررسی فرصت‌ها، تهدیدها، نقاط ضعف و قوت SWOT) ) در اقتصاد شرکت‌ها و همچنین صورت‌های مالی ، گزارشات تولید و فروش و سایر عوامل به بررسی سودآوری سهم در سال جاری و آتی می‌پردازد، سپس با تنزیل جریانات نقدی شرکت‌ها در سال‌های آینده، ارزش روز شرکت را به دست می‌آورد .

لازم است بدانید هر چند در تحلیل بنیادی اقتصاد شرکت کاملا مورد مطالعه و بررسی قرار می‌گیرد -به‌طوری‌که سود سال‌های آتی نیز برای آن پیش‌بینی می‌شود- ولی درباره نتایج آن عدم قطعیت وجود دارد، به این صورت که ممکن است نرخ فروش و هزینه‌ها برای محصولات تغییر یابد یا اینکه تغییرات نرخ دلار ممکن است بر روی درآمد و هزینه‌های سال‌های آتی شرکت‌ تأثیرات قابل‌توجهی داشته باشد. از همین رو هر چند به استفاده از تحلیل بنیادی توصیه می‌شود، اما به‌دلایل گفته شده، استناد به نتایج تحلیل بنیادی قطعیت کامل ندارد .

تحلیل تکنیکال یا بنیادی؟

پاسخ به این سؤال بستگی به موارد مختلفی دارد، ولی نکته‌ مهم و حائز اهمیت، این است که همه چیز به میزان بازدهی مورد انتظار، ریسک‌پذیری و نگرش سرمایه‌گذار بستگی دارد. به‌عنوان‌مثال اگر فردی بخواهد به‌محض خرید یک سهم شاهد واکنش در آن باشد، بی‌شک تحلیل تکنیکال به او این امکان را می‌دهد و یا اینکه اگر بخواهد سهمی را خریده و به دریافت سود تقسیم‌شده در مجمع (DPS)‌ امید داشته باشد، باید با نگاه بنیادی و میان‌مدت آن سهام را مورد بررسی قرار دهد .

یک شیوه‌ای که همواره در ایده‌آل‌ترین حالت به دانشجویان گفته می‌شود، این است که ابتدا سهم‌های بنیادی را رصد کنید؛ با این کار شما بهترین سهم‌های بازار را از نظر بنیادی در اختیار خواهید داشت؛ حال به کمک تحلیل تکنیکال می‌توانید به بهترین زمان برای ورود و خروج از سهم دست یابید .

تحلیل تکنیکال و بنیادی

آیا تحلیل تکنیکال در بورس ایران جواب می‌دهد؟

سؤال بزرگ دیگری که بین فعالان بازار مطرح است، این است که آیا تحلیل تکنیکال در بورس ایران جواب می‌دهد یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت که اصولا الگوهای شکل‌گرفته در تحلیل تکنیکال در بورس‌های بین‌المللی نیز تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی براساس احتمال حدود 80 درصد به نتیجه مطلوب می‌رسد. لازم است بدانید این بورس‌ها چالش‌هایی مثل محدودیت دامنه نوسان و حجم مبنا نظیر آنچه در کشورمان شاهد هستیم، ندارند؛ بنابراین با توجه به قوانین بورس ایران، ممکن است محدودیت‌هایی از این قبیل، ما را در کسب نتیجه ایده‌ال در تحلیل تکنیکال مایوس کند. ولی یادآوری می‌شود که در تحلیل تکنیکال قواعدی وجود دارد که با یادگیری و استفاده مستمر از آن‌ها، کسب نتیجه مناسب با احتمال بیشتری ممکن می‌شود .

به بیان‌دیگر اگر می‌خواهیم با استفاده از تحلیل تکنیکال معاملات سودآوری داشته باشیم، باید از آموزه‌های آن استفاده کنیم که یکی از مهم‌ترین آموزه‌های مذکور، توجه به حجم و ارزش معاملات روزانه شرکت‌هاست.

کلینیک مدیریت

معامله‌کردن فقط به‌معنای خریدوفروش سهام نیست و برای به‌سودرسیدن در این کار باید مطالعه و تحقیقات کافی انجام شود. برای انجام تحقیقات کافی باید معنای تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی را بدانید:

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال بازارهای سهام و روند بازار به‌معنای مطالعه تاریخچه داده‌های بازار ازجمله قیمت و حجم معاملات است. درواقع، تحلیلگران برای پیش‌بینی رفتار آیندهٔ بازار از عملکرد گذشتهٔ بازار استفاده می‌کنند.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال روشی برای اندازه‌گیری ارزش ذاتی اوراق بهادار با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط با آن است. تحلیلگران بنیادی همهٔ عوامل تأثیرگذار بر ارزش این اوراق را از وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت (عوامل مربوط به اقتصاد کلان) گرفته تا مؤثربودن مدیریت شرکت (عوامل مربوط به اقتصاد خرد) مطالعه می‌کنند.

دکتر شهداد شعبانی

مدیر سایت بیزینس ترینینگ دات آی آر

مطلب قبلی

سهام با اوراق سهام چه تفاوتی دارد؟

مطلب بعدی

مفاهیم بورس و ۳۷ اصطلاح کلیدی بازار سهام ( قسمت دوم)

مطالب مرتبط :

اهمیت استفاده از تحلیل تکنیکال ( قسمت اول)

اهمیت استفاده از تحلیل تکنیکال ( قسمت اول) ۲ آبان ۱۳۹۸

اهمیت استفاده از تحلیل تکنیکال ( قسمت دوم)

اهمیت استفاده از تحلیل تکنیکال ( قسمت دوم) ۲ آبان ۱۳۹۸

تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی در سرمایه‌گذاری دارد؟

تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی در سرمایه‌گذاری دارد؟ ۲ آبان ۱۳۹۸

پایه‌های تحلیل تکنیکال چیست؟ ( قسمت اول )

پایه‌های تحلیل تکنیکال چیست؟ ( قسمت اول ) ۲ آبان ۱۳۹۸

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی ۲ آبان ۱۳۹۸

۱. تجزیه‌و‌تحلیل بنیادی – ۲. سرمایه‌گذاری ارزشی

۱. تجزیه‌و‌تحلیل بنیادی – ۲. سرمایه‌گذاری ارزشی ۲۷ دی ۱۳۹۷

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو در مطالب

مطالب روز

پیام تسلیت

با سلام و احترام جناب آقای دکتر شعبانی خبر درگذشت پدر گرانقدرتان ما را اندوهگین ساخت. از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحوم، غفران و رحمت الهی و برای حضرتعالی و دیگر سوگواران صبر و شکیبائی خواهانیم. کارگروه های کلینیک مدیریت

میلاد رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) مبارک و خجسته باد

با سلام و احترام سروران عزیز و بزرگوار فرا رسیدن ولادت حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفرصادق (ع) را خدمت شما و خانواده محترم تبریک عرض می نمائیم. سربلند و پیروز باشید.

جنبه روانی مدیریت استراتژیک

ما همواره با این سه عامل روبرو هستیم . پس در مدیریت استراتژیک هیچ چیز قطعی و صد در صدی نیست و همراه با ریسک همراه است.

تعریف کلاسیک مدیریت استراتژیک

فرآیند اخذ تصمیمات استراتژیک ، اجرای اقدامات استراتژیک ، تحقق تغییرات استراتژیک برای رسیدن به نتایج استراتژیک

اهداف برنامه ریزی اطلاعات

دو نظر متفاوت درباره اثرات رسانه های همگانی در جامعه وجود دارد. منتقدان بر این باورند که رسانه های جمعی مسئول جنایت های روزافزون و تضعیف روحیه عمومی از یک سو و کاهش حس خلاقیت و نگرش صحیح سیاسی از سوی دیگرند.

آخرین مقالات

معرفی کتاب هفته : كتاب دانشگاه سازماني

كتاب "" دانشگاه سازماني "" دستنامه اي (HAND BOOK ) است گردآوري شده از تجربيات مديران منابع انساني و مديران آموزش و توسعه ي سازمانهاي پيشرو ، كه اقدامات مربوط به آموزش و توسعه منابع انساني خود را در يك چارچوب مدون و يكپارچه به نام دانشگاه سازماني ، سازماندهي نموده اند . هدف از گردآوري و تأليف اين كتاب توسط "" دكتر مارك آلن "" اين بوده است كه براي ساير مديراني كه هنوز اقدامي براي يكپارچه سازي فعاليتهاي آموزش و توسعه منابع انساني خود بصورت استراتژيك نكرده اند ، يك راهنماي عملي فراهم نمايد . اين راهنما ، تجربيات گرانبهائي از صنايع مختلف را در قالب فعاليتهاي استاندارد آموزش و توسعه در خود گنجانده است . فصل هاي مهم اين كتاب عبارتند از : روزشمار راه اندازي داشنگاه سازماني تويوتا اداره دانشگاه سازماني ، به مثابه يك بنگاه اقتصادي دانشگاه سازماني به مثابه يك اهرم استراتژيك در سازمان شركاي استراتژيك دانشگاه سازماني بهترين تجربه ها در دانشگاه هاي سازماني كاركردهاي دانشگاه سازماني در زمينه آموزش تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی استفاده از تكنولوژي براي افزايش يادگيري در دانشگاه سازماني ارزيابي اثربخشي در دانشگاه سازماني اندازه گيري ROI در دانشگاه سازماني دانشگاههاي سازماني بين المللي در اروپا ، استراليا وآسياي جنوب شرقي

معرفی کتاب هفته – راهنمای عملی محاسبه بازگشت سرمایه در آموزش ROI

این کتاب با همت آقای دکتر کورش فتحی واجارگاه و هومن دوستی در 4 بخش، 11 فصل و 131 صفحه تالیف شده است و شرح دقیق مطالب آن عبارت اند از: خاستگاه، مفهوم و جایگاه بازگشت سرمایه در آموزش متدولوژی بازگشت سرمایه برنامه‌ریزی برای ارزیابی گردوری داده‌ها حین اجرا گردآوری داده‌ها بعد از اجرا تفکیک اثرات آموزش تبدیل داده‌ها به ارزش مالی محاسبه هزینه‌های آموزش محاسبه بازگشت سرمایه آموزش شناسایی منافع نامشهود آموزش تهیه و تدوین گزارش ارزشیابی

چطور گرفتار موارد کلاهبرداری در عرضه‌های اولیه سکه نشویم؟

مهم است بدانیم که هر کسی می‌تواند دروغ بگوید. در هر بخشی، افراد خوب و بد وجود دارند. استارتاپی به‌نام Condido، مقدار ۳۷۵۰۰۰ دلار جمع‌ کرد و بعد ناپدید شد. وب‌سایت آنها حذف شد و تا حالا هیچ‌کس نتوانسته است مؤسسان آن را پیدا کند. در صورت مشاهده این موارد، حتما از پذیرش پیشنهاد ارائه‌شده بپرهیزید: تیم کاری ناشناس است. با اینکه بلاک چین دنیای غیرمتمرکز و بدون نظارت است، اما آیا شما پول خود را به یک فرد کاملا غریبه می‌دهید؟ پیشنهاد آنها خیلی خوب است. اگر میزان درآمد خیلی بالاتر از حد متوسط است، باید دلایل خیلی خوبی برای آن وجود داشته باشد، درغیر این صورت حتما کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. نقشه مشخصی وجود ندارد. اگر یک استارتاپ قوی باشد، یک نقشه راه با جزئیات کامل برای سال آینده دارد.

چرا باید برای خرید این توکن‌ها سرمایه‌گذاری کنیم؟

این توکن‌ها طبق قرارداد هوشمند به شما سود می‌رسانند. قیمت توکن‌ها به‌سرعت افزایش می‌یابد. با خریدوفروش آنها می‌توانید سود کنید. پس این عرضه‌ها نیز ساختاری شبیه به سهام دارند؛ دلیل این همه سروصدا چیست؟ به این اعداد دقت کنید: Plutus نام اپلیکیشن پرداختی براساس بیت کوین است که توکن‌های آن در ماه ژوئن ۲۰۱۶ با قیمت ۱٫۱۸۳ دلار منتشر شدند. قیمت کنونی این توکن‌ها ۱۵٫۲۲ دلار است که نشان از رشد ۱۱۷۸ درصدی دارد. شما می‌توانستید با سرمایه‌ اندکی، سود خوبی داشته باشید.

قرارداد هوشمند عرضه اولیه سکه چیست؟

همان استارتاپی که قول رشد درختی با نام شما روی برگ‌هایش را داد، به‌یاد می‌آورید؟ آنها باید به قول خود عمل کنند. قول آنها می‌تواند شامل یک درخت مجانی برای شما، ۲ درصد درآمد آینده شرکت یا هر سرویس باارزش دیگری باشد. قرارداد هوشمند، قراردادی بین صادرکننده عرضه اولیه سکه و مالک توکن است. این قرارداد شامل یک‌سری کد رایانه‌ای است که در صورت محقق شدن شرایط ازپیش‌تعیین‌شده، یک سری اعمال ازپیش‌تعیین‌شده را انجام می‌دهد. به‌عنوان مثال هر کسی که توکن این درخت را قبل از سال ۲۰۲۰ خریداری کرده است، می‌تواند آن را برای یک قیمت ثابت بفروشد. وقتی فرستنده، توکن را ارسال می‌کند، هزینه آن نیز به‌صورت خودکار محاسبه می‌شود.

عرضه اولیه سکه یا ICO چگونه است؟

اول از همه، شما به ایده‌ای نیاز دارید که مرتبط با بلاک چین باشد. اجازه بدهید مثالی عجیب‌وغریب بزنم! استارتاپی ادعا می‌کند که شما با خرید و کاشت درختی که از نظر ژنتیکی دست‌کاری شده، می‌توانید روی برگ‌های درخت، نام خود را مشاهده کنید! قیمت این کار هم یک بیت کوین است. این استارتاپ بازاریابی را شروع می‌کند و از شما دعوت می‌کند که توکن‌های آنها را خریداری کنید. توکن عرضه اولیه سکه چیست؟ توکن یک شیء فیزیکی نیست. بیشتر شبیه بازی‌های فکری مثل مونوپولی است. شما چیزهایی را خریدوفروش می‌کنید که درواقع وجود ندارند، اما در این بین، عده‌ای برنده و بازنده می‌شوند.

تحلیل تکنیکال و بنیادی رودرروی یکدیگر/ شاخص بورس هم‌چنان می‌ریزد؟

بررسی بازارهای مالی نشان می‌دهد برای یک سرمایه‌گذاری سودآور و مطمئن باید از انواع روش‌های تحلیلی مربوط به آن بازار استفاده کرد و از اهل فن برای سرمایه‌گذاری کم‌ریسک کمک گرفت.

تحلیل تکنیکال و بنیادی رودرروی یکدیگر/ شاخص بورس هم‌چنان می‌ریزد؟

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، بسیاری از بازارهای مالی را از دو روش بنیادی و تکنیکال می‌توان تحلیل کرد. به همین دلیل یکی از موضوعاتی که افراد حاضر در بازارهای مالی باید به آن توجه کنند، روندهای موجود در تحلیل تکنیکال و بنیادی است.

تحلیل بنیادی مهمتر است یا تکنیکال؟

تحلیل بنیادی، روشی برای بررسی نمادها و اوراق در بازار سرمایه است که به دنبال تعیین ارزش ذاتی یک سهم خواهد بود. تحلیل بنیادی مواردی که بر روی بنیاد سهم اثر قابل توجهی دارد را مورد ارزیابی و آنالیز قرار می دهد. ارزش واقعی سهم شامل وضعیت مالی و مدیریت شرکت، صنعت و شرایط اقتصادی کلان است. هدف تحلیل بنیادی تحلیل و کشف ارزش سهم است تا بتوان از طریق این تحلیل، قیمت واقعی را با قیمت فعلی آن مورد مقایسه قرار داد. از طریق تحلیل بنیادی می توان به ارزش واقعی سهم دست پیدا کرد.

تحلیل تکنیکال روشی برای بررسی و پیش‌بینی قیمت اوراق، کالا و سایر عوامل قیمت‌پذیر است. این تحلیل بر پایه‌ الگوی تغییرات قیمت، حجم و بدون در نظر گرفتن عوامل بنیادین بازار به آنالیز روند موجود در بازار اقدام می کند. به عبارت دیگر، تحلیل تکنیکال، تحلیلی براساس آنالیز رفتار قیمت در گذشته، به بررسی و پیش‌بینی قیمت سهام در آینده می‌پردازد.

به عبارت دیگر، تحلیل تکنیکال به بررسی و پیش بینی قیمت نماد در آینده می پردازد و تحلیل بنیادی به بررسی قیمت واقعی سهام در حال حاضر را مورد ارزیابی قرار می دهد.

اینکه گزاره که یک نماد تنها با تحلیل تکنیکال و یا تنها با تحلیل بنیادی می تواند مورد بررسی قرار گیرد، کاملا اشتباه است. زیرا این دو تحلیل هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته و هر یک به جنبه خاصی در تحلیل و آنالیز قیمت سهام می پردازند.

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی قرار گرفته است؟

اما در بازار سرمایه ایران، تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی در بیشتر مواقع رو در روی یکدیگر قرار گرفته و نمی توانند یکدیگر را تقویت کنند و براساس داده های برآورد شده از این دو تحلیل نمی توان به ارزیابی درستی به دست آورد.

طی 3 ماه گذشته که بورس با ریزش و جریان اصلاحی مواجه شده است، بسیاری از مولفه های تحلیل بنیادی نمادها، بر خلاف آنچه که تحلیل تکنیکال نشان داده است، افزایش قیمت سهام را نشان می داده اند. اما در این مدت برخی نمادها با ریزش 70 درصدی مواجه شده اند.

از موضوعاتی که در تحلیل بنیادی باید به آن پرداخته شود، قیمت ارز، نرخ تورم و سایر مولفه هایی از این موضوعات هستند که می توانند در تحلیل بنیادی به کمک سهامداران بیایند.

با افزایش نرخ ارز، نرخ تورم و اجازه افزایش سرمایه که به تصویب مجلس نیز رسیده است، حکایت از تحلیل بنیادی مناسب و مثبت برای اکثر نمادها دارد.

اما در همین مدت تحلیل های تکنیکال مساله ای متفاوت را نشان می دهد. با رشد 300 درصدی شاخص بورس از ابتدای سال تا 20 مرداد سال جاری، ریزش بازار سرمایه در همین نشان می داد، رشد شاخص در ماه های گذشته کمی بیش از حد بوده است و باید این اصلاح در زمان زودتر رخ می داده است. حمایت های موجود نیز در تحلیل تکنیکال این مساله را تائید می کند.

نمودار تکنیکال شاخص کل بورس

اما به صورت کلی باید گفت آنچه در از ابتدای سال 99 رخ داده است در هیچ زمانی تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی هیچ کدام یکدیگر را تقویت نکرده و زمانی تحلیل تکنیکال روزهای مثبت را نشان داده است، تحلیل بنیادی عکس را نشان می داده است.

البته حضور گسترده افراد بدون آموزش در بازار سرمایه در ماه های گذشته هر دو نوع تحلیل را تا حدود زیادی از کار انداخته و بیشتر هیجانات در بورس تعیین کننده صف های خرید و فروش بوده است.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا